تبسم

من کیمیا هستم تو رو خدا به نظرین

توجه                                             توجه  

من به زودی برمیگردم 

منتظرم باشید 

 good by see you later

Ilove you

نوشته شده در ۱۳۸٩/٩/۱۱ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ توسط کیمیا جون نظرات ()


از خواب می پرم
چیزی یادم نمی آید
فقط از چشمان خیسم می فهمم که خواب تو را می دیده ام
ای کاش در کنارم بودی
تا سکوت تنهاییم را نیز بشکنی
کنار پنجره می روم
آسمان بر خلاف دل ابریم صاف است
مانند هر شب ستاره ها را می شمارم
یکی کم است….
شاید امشب هم در جایی کسی مانند من ستاره بختش را به بهای دل شکسته ای داده

نوشته شده در ۱۳۸٩/٧/٢٦ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ توسط کیمیا جون نظرات ()


سلام خوبین؟؟؟؟ 

میگم راست میگن فضای اینترنت بیشترش دخترونه شده؟؟؟ سوال   

این چند مدتی که این جا بودم اصلا از خودم هیچی نگفتم تنها گفتم اسمم کیمیا هست 

تو این مدت شما خیلی دوست های خوبی بودین ولی خداییش چقدر از همدیگه چیزی 

یاد گرفتیم؟؟ سوال 

میدونین این چند مدت دلم خیلی گرفته هم از خودم هم از بقیه تمام زندگیم تکراری  

شده اصلا حوصله انجام هیچ کاری ندارم شما بگین چی کار کنم؟؟؟ناراحت  

یک نقطه ی قرمز تو آسمون حرکت میکنه میدونین چیه؟؟؟ تعجب    

اون قلب منه که واسه شما پر کشیدهقهقهه   

راستی یک سوال مدت ها ذهنمو اشغال کرده    

                          عشششششششششششششق 

                                            چیه؟؟؟؟؟  

منتظر جواب هاتون هستمبای بای

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/٦/۳ساعت ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ توسط کیمیا جون نظرات ()


به نام بهترین دوست

سلام خدا جونم

امروز دلم خیلی گرفته ...خیلی خیلی گرفته ...از این دنیا.. از آدمای دور و برم ...

تو ی این دنیای فانی وقتی نیاز داری به کسی اعتماد کنی نمی تونی کسی رو پیدا کنی و وقتی نیاز داری اطرافیانت بهت اعتماد کنن بازم نمی تونی کسی رو پیدا کنی  ... خیلی دنیای بدی شده ...خدایا از شر همه ی بدیها به خودت پناه می برم ... خدایا دیگه خسته شدم ... دلم می خواد گریه کنم ...به حال خودم ...به حال این مردم ... آخه چرا باید اینجوری باشه ؟...چرا باید همه فقط به فکر خودشون باشن ....چرا اینقدر راحت تو رو فراموش می کنیم  ...

خدایا می دونم باید صبر کنم ...تا هر وقت که تو بگی ...تا هر وقت که تو بخوای ...باشه بازم صبر می کنم ... ولی ازت می خوام که هیچ وقت منو به حال خودم رها نکنی ...خدایا خیلی محتاج کمکتم ...خدایا من که جز تو کسی رو ندارم ...کمکم کن ....

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند                          آیا بود که گوشه ی چشمی به ما کنند

همین ...

یا حق...

نوشته شده در ۱۳۸٩/٦/۱ساعت ٧:٥٧ ‎ب.ظ توسط کیمیا جون نظرات ()


سلام دوستای گلم خوبین؟؟ این روزا چی کار میکنین؟؟؟ یک چند روزی رفتیم مسافرت

جاتون خالی شرمنده نگفتم... این روزا واقعیتش حوصله ندارم بیام آخه خسته هستم 

اما دارم خاطرات سفرم رو جمع اوری میکنم به زودی براتون میارم راستی چرا نظر نمیدین؟؟ 

منتظر نظرات خوبتون هستم  راستی روز گذشتتون مبارک دیگه ما هم جوونیم چی کار کنیم

بعدا میبینمتون فعلا بای بای 

          دوستدار شما کیمیا

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/۳ساعت ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ توسط کیمیا جون نظرات ()


خوب دیگه خر زدیم و اومدیم گفتیم دیگه آپ کنیم: 

بچه که بودی تا یه چیزی می خواستی چشماتو میگرفتی این دستات بودن که دراز میشدن به طرفش.به قول سهراب دست فواره خواهش میشد... 

یادته یه وقتایی هم دستت به اون خواستنی میرسید یهو گر می گرفتی؟؟؟؟ 

تموم جونت آتیش میشد و اشکات دیگه بند نمی اومدن. تو که نمی دونستی داغ یعنی چی  

هاج و واج میموندی که چی شد اومد؟؟ مگه من چی میخواستم؟؟ چند بار دستت سوخت 

تا بفهمی که واسه هر چیز خواستنی دستاتو پیش نبری اینم یادته؟؟  

اینا رو گفتم تا بدونی برای آدمای خواستنی که این روزا چشماتو پر میکنن دلتو همین جور بی محابا پیش نبری نمیخوای که اونم بسوزه؟؟ میخوای؟؟؟؟    

  خوب میخوام نصیحتتون کنم حالا نَگین: دختره پشت کنکوری التماس دعا داره ها 

نه ...!!!! 

چهار چیز هست که نمی توان آنها را باز گرداند یکی سنگی  پس از رهاشدن  

حرف پس از گفتن موقعیت پس از پایان یافتن و زمان پس از گذشتن... 

مراقب این چهار تا چیز باشید... 

آدم خوشبخت میدونین کیه؟؟؟ اونه که بدبختی گذشتش رو فراموش کنه امید وارم 

شما هم جز همین آدما باشین. 

اون که عاشق آسمونه هیشه زمین می خوره جالبه نه؟؟؟؟؟ 

حالا واسه این که حرفامو تموم کنم البته کلی حرف دارم که ذره ذره میگم براتون 

خوب یک چیز بگم بخندید:یارو لنگ بوده با کشتی میره مسافرت وقتی میاد بهش میگن 

خوب بود میگه نه همش میگفتن لنگرو بندازید تو آب...خندهخنده 

خوب دیگه منتظر حظور گرمتون هستم نظر فراموش نشه....  بای بای   

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۳/٢۳ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ توسط کیمیا جون نظرات ()


سلام خوفین چه خبرا چی کارا میکنین اهل منزل و فامیل و دوست و آشنا و  

همسایه ها و رفتگر کوچتون و بقیه که ذهنم فاز نمیده خوبن سلامتن  

چند روزی نبودم پیشتون این قدر دلم براتون تنگییییییییییید  

کلی خر زدم و خوندم بعد اومدم باور کنید در ٢۴ ساعت شبانه روز ٣۴ ساعت 

می درسیدم راستی خواهرم هم سلام میرسونه 

آپ پایینی تقدیم به همتون... 

خدافظ تا بعدا

نوشته شده در ۱۳۸٩/۳/۱۸ساعت ٧:۱٧ ‎ب.ظ توسط کیمیا جون نظرات ()



قالب وبلاگ : پيجك دات نت